سقف شیبدار از جمله مسایلی است که امروزه جامعه در زمینه ساخت و ساز با آن مواجهه غیر تخصصی و مشکل آفرین دارد. این پدیده که در گذشته از عوامل هویت ساز و تاثیر گذار در سیمای عمومی شهرهای مختلف استان گیلان بوده است، در اثر بی توجهی کارشناسان مراجع ذیربط، ناآگاهی و بی مهری مهندسان، عدم التزام عملی مجریان و مواجهه غیر کارشناسانه تبدیل به معضل شده است. ادامه این روند می تواند ناهمگونی و آشفتگی سیمای شهرهای استان را تشدید نموده و جبران کاستی ها و رفع مشکل را با معضلات جدی مواجه نماید. به نظر می رسد که با تلاش در راستای شناخت پیشینه و گونه های این بخش از بنا و آگاهی از ظرفیت های آن بتوان در استمرار کاربست آن و بهبود جایگاه آن به عنوان یکی از نماهای اصلی اثرگذار در سیمای شهر اقدامات موثری انجام داد. نوع این تحقیق، کاربردی و روش آن، روش علمی (ترکیب استدلال قیاسی و استقرایی) است. این نوشتار پس از مروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق ، بام شیبدار گیلان را از دو منظر اصلی گونه شناسی نموده است در انتها پس از بررسی برخی عوامل موثر در ریخت نمای پنجم بناهای استان، برخی مشکلات موجود مربوط به سقف شیبدار در ساخت و ساز امروز را مورد اشاره واقع شده اند.

واژه‌هاي كليدي: بام شیبدار، گونه شناسی، معماری بومی، گیلان. شینگل ، شیروانی

مقدمه
در شهرهای بزرگ و توسعه یافته امروز، توجه به سیمای شهری اهمیت زیادی یافته است. سیمای شهری و جلوگاه بصری شهرهای ما نماهای ساختمانها هستند که علاوه بر وظایف نخستین خود مانند نقش حفاظتی ،تعیین محدودهای مالکیت رفته رفته وظیفه ابراز هویت ،زیبا سازی محیط شهری و همین طور کارکردهای فرهنگی بسیاری را نیز به عهده گرفته است. لیکن در بین این لایه ها آنچه کمتر مورد تاکید قرار گرفته است، نمای پنجم یا بام است.
نحوه تمام كردن يك ساختمان و طراحی بام آن که مي تواند يكي از اصلي ترين عناصر شكل دهنده حجم و نماي ساختمان باشد، مهارت و نکته بینی ای می طلبد که متاسفانه امروزه در اولویت قرار نگرفته است. به ویژه در استان گیلان که به واسطه چشم انداز بامهای شیبدار با مصالح خاص و گاهی رنگی خود شناخته و یادآوری می شود. اهمیت بام شیبدار زمانی آشکار می شود که بدانیم اجرای آن در معماری بومی این خطه از دشوارترین مراحل روند خانه سازی بوده است. لیکن بام شیبدار گیلانی این روزها هم از نظر طراحی و اجرا و هم از نظر اقبال عمومی مورد بی مهری واقع شده است.
روش تحقیق
این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی است و در آن از ترکیب روش های استدلال قیاسی و استقرایی (روش علمی) بهره برده شده است. شیوه جمع آوری داده ها شامل مطالعات اسنادی، کتابخانه ای و مجموعه ای از برداشت های میدانی است.

سقف شیبدار؛ تعریف و کارکرد

بام ساختمان با توجه به شکل و درصد شیب به سه نوع سقف قوسی (گنبددار)، سقف مسطح و شیبدار دسته بندی می شود. سقف گنبدی یا قوس دار پوششی است که از سالیان قبل در ایران و برخی کشورهای دیگر ساخته می شده است. ضمن بهره مندی از قابلیت های سازه ای و اقلیمی ، از معانی و مفاهیم آرکی تایپی برخوردار می باشد. سقف مسطح که زاویه شیب آن با افق ناچیز است، ضمن برخورداری از مزایای متعدد، در مناطق پر باران و اقلیم های معتدل و مرطوب کارایی چندانی ندارد. به همین دلیل در این مناطق از سقف شیبدار که زاویه شیب آن با افق بین 10 تا 70 درجه (حدود 17 تا 270 درصد) است استقبال می شود. در بعضی آیین نامه ها درصد شیب قابل قبول برای کارایی بهینه، در حدود 28 تا 35 درصد برآورد شده است. البته تعیین شیب سقف تابع مقدار بارندگی، نوع پوشش و ضوابط طراحی منطقه ای می باشد.
این نوع سقف از نظرشکل، مصالح و سازه از تنوع بسیاری برخوردار است. استفاده گسترده از سقف شیبدار در دوره های متعدد و در کشورهای مختلف جهان سبب شده است که انواع فراوانی از این نوع بام موجود باشد که برخی در کشور ما به کلی ناشناخته هستند. این انواع از مزایای مختلف سازه ای، کالبدی و اقلیمی برخوردارند که رواج آنها در مناطق مختلف کاربرد آنها را تضمین نموده است.

انواع سقف های شیبدار

صاحب نظران دسته بندی های متفاوتی را برای سقف های شیبدار قایل شده اند. اکبر حاجی زرگر، سقف شیبدار را با توجه به ساختار و درصد شیب به دو نوع تقسیم می کند. دسته اول ساختاری مشابه پوشش مستوی دارد و از شیب اندکی (در حدود 10 تا 15 درجه) برخوردار است. مانند آنچه در بخش خدابنده زنجان رواج دارد. در نوع دوم که در شمال ایران رایج است، سقف تیرریزی مستقل خود را برای سقف مستوی دارد و خرپای شیبدار به طور جداگانه بر روی بام پیش بینی می شود. [1]

سقف شیبدار

شكل 1- روستای قلعه زنجان

(سایت گردشگری،سال 94)

سقف شیبدار

شكل 2- خرپای شیبدار، روستای توسه کله

(آرشیو دانشکده معماری گیلان،سال 94)

سقف شیبدار

شكل 3- بام شیبدار، روستای اورماملال

(آرشیو دانشکده معماری گیلان،سال 94)

مرحوم پیرنیا انواع سقف را بر دو نوع (سغ و تخت) میداند و سقف شیبدار را در زمره ی تقسیمات سه گانه سقف تخت (پوشش های کم شیب تخت، خرک پوشها و پوشش های دو پوسته چوبی) به شمار می آورد. [2] پیرنیا  بر اساس شکل و مصالح،  4 دسته اصلی را برای سقف شیبدار بر می شمارد. ” 1- خرپشته های معمولی که همان شیروانی های هستند. 2- واریخته که نصف شیروانی است یعنی شیب از یک طرف بنا شروع می شود و تا انتهای بام یکسره ادامه پیدا می کند (شیب یک طرفه). 3- خرپشته های خاصی که بدون استفاده از چوب و با مصالح ینایی ساخته می شوند مثل خود (پوسته خارجی) گنبد میز بزرگ آمل و 4- گنبدهای رک که نمونه های آن در شمال فراوان است. [3]

کریستین برومبرژه نیز با توجه به مطالعات خود درباره معماری بومی و روستایی گیلان، دسته بندی سه گانه ای را برای بام شیبدار آن مترتب می داند. ” … سه نوع بام که شیب آن آن بر حسب کیفیت مصالح پوشش کمابیش تند است وجود دارد. بام دوشیبه و دو خرکی که از نظر فنی ساده ترین نوع است برای ساختمان های فرعی، بام چهارشیبه که دو شیب آن مثلثی شکل است و گونه های متنوعی دارد، و سرانجام بام هرمی شکل با چهار شیب مساوی.” [4]

 به نظر می رسد که سقف شیبدار را از سه منظر کلی می توان دسته بندی نمود. دسته بندی با توجه به شکل، سازه و مصالح پوشاننده بام.

– دسته بندی شکلی:  براساس جهت و تعدد شیب و درصد آن، سقف های شیبدار را میتوان دسته بندی کرد.

با توجه به درصد شیب: تقسیماتی از نقطه نظر درصد شیب و با اطلاق عنوان کم شیب و پرشیب ، صورت گرفته است. درصد شیب تابعی از چند عامل است. آب و هوا، میزان و نوع ریزش های جوی، امکانات ساخت، مصالح در دسترس منطقه و … از این عوامل به شمار می روند. به همین دلیل به نظر می رسد که دسته بندی با این پارامتر صحیح نباشد.

با توجه به تعدد شیب:  با توجه به تعداد جهات شیب، سقف های شیبدار در قالب سه دسته اصلی سقف های تک شیب، دوشیب و چهارشیب متداول هستند.

سقف شیبدار گیلان

– دسته بندی سازه ای:

پوششهای شیبدار معمولاً روی یکی از انواع سازه های زیر قرار می گیرند.

الف: خرپای فلزی         ب: خرپای چوبی    پ: طاق ضربی       ت: سقفهای بتن‌آرمه شیبدار

– دسته بندی مصالح:

 به طور کلی بام شیبدار می‌تواند با انواع مصالح که اهم آنها به شرح زیر است، پوشیده شود:
الف: پوششهای پنبه کوهی و سیمان شامل ورقهای موجدار، آردواز و توسکانا
ب: ورقهای آلومینیوم یا موج سینوسی یا ذوزنقه‌ای
پ: مهمترین ورقهای فولادی شامل: ورقهای فولادی گالوانیزه با موج ریز یا درشت سینوسی و ذوزنقه‌ای، ورقهای فولادی گالوانیزه صاف، ورقهای فولادی یا پوشش پلاستیک، ورقهای تهیه شده با لعاب پخته، ورقهای رنگ شده از قبیل ورقهای موجدار با عایق
ت: ورقهایی که از آمیختن قیر و پنبه کوهی تهیه می‌شوند.
ث: انواع پوششهای چوبی
ج: پوششهای سفالی
چ: پوشش با ورقهای پلاستیکی شفاف

انواع سقف شیبدار در گیلان: این سقف در معماری شهری و روستایی گیلان به صورت زیر قابل بررسی است.

سقف شیبدار گیلان

سقف شیبدار: عنصر هویت بخش مورد تهدید

آنچه دغدغه این نوشتار به شمار می رود صرفا آشنایی با مقدمات و الفبای سقف شیبدار نیست. هرچند که این اعتقاد وجود دارد که جامعه معماری از عدم آگاهی مهندسین به همین الفبا نیز رنج بسیار می برد و ناخواسته آب به آسیاب آسیب ها می ریزد. لیکن آنچه منظورنظر است، جلب توجه مخاطبان صاحب نظر به کاستی هاست.

از دیرباز معماری گیلان با سقف شیبدار شناخته شده است.  در گذر زمان مصالح مورد استفاده دستخوش تغییرات بسیار شده است لیکن سیمای آن، کم و بیش ماهیت خود را حفظ نموده است. در سال های اخیر با وجود افزایش توجه ظاهری و گاها تبلیغاتی به مقوله معماری بومی، می توان ادعا کرد که قوانین و آیین نامه هایی جهت راهنمایی طراحی و اجرای صحیح بام شیبدار وضع نشده است و حتی مقررات منطقه ای موجود به درستی طراحان را ملزم به کاربست این عنصر ارزشمند نمی نماید یا از اطلاعات جامع، مدون و متکی به مطالعات برخوردار نیست. مواجهه غیر تخصصی با این عامل هویت ساز، در پی ناآگاهی، تبدیل به معضلی شده است که مورد بی مهری طراحان و بی توجهی مسوولین ذیربط واقع شده و پیامدهای جبران ناپذیری را در پی داشته و خواهد داشت. ادامه این روند می تواند ناهمگونی و آشفتگی سیمای شهرهای استان را تشدید نموده و امکان جبران و رفع مشکل را با مشکلات جدی مواجه نماید. [7] با تغییر همه جانبه طرح و جزییات اجرای سقف شیبدار، به تقریب اغلب وجوه مذکور دچار آسیب و اغتشاش شده اند. علاوه بر آن، ضعف اجرا مشکلات را دامن زده است و سبب رویکرد بسیاری از مالکین و مهندسان به سقف های مسطح یا اصطلاحا “بام تهرانی” شده است که برای دلسوزان و علاقمندان معماری بومی گیلان مایه دلسردی و نگرانی است. این در حالی است که می توان با رواج جزییات صحیح اجرای دامنه ها، کارامدی بام را افزایش داد. درمیان مسایلی که سبب نابسامانی اوضاع این پدیده در شهرهای استان گیلان میباشد، می توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • عدم تسلط طراحان و مهندسان رشته های مرتبط با طراحی صحیح، جزییات و نکات اجرایی دقیق سقف شیبدار
  • عدم وجود قوانین و مقررات در جهت ایجاد همسویی و پیرو آن عدم التزام ساختارهای امروزی به جزییات صحیح و کارآمد
  • عدم توجه کافی ودلسوزانه مسوولین ذیربط به نقش موثر کالبدی و هویتی این عنصر معماری در شکل دهی سیمای شهر
  • بی توجهی به اهمیت اجرای صحیح بام در کنترل پیامدهای ناگوار مانند برف شدید سال 83 که منتهی به تحمیل هزینه های جانی، مالی و حتی حیثیتی به جامعه شده و ضمن تحمیل جزییات سختگیرانه و بی حاصل در ارتباط با عناصری مانند برفگیر تمامی جوانب زیباشناختی سقف را تحت تاثیر قرار داده و نوک پیکان اتهام را به سمت جامعه مهندسی نشانه می رود.
  • کاستی های موجود در سیستم اموزش و به طور اخص برخی مراکز آموزشی و ناتوانی در تربیت مهندسین و طراحان زبده [7]

مراجع

[1] زرگر، ا. درآمدی بر شناخت معماری روستایی ایران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، 1385.

[2] گلابچی، م.، جوانی دیزجی، آ. فن شناسی معماری ایران، انتشارات دانشگاه تهران، 1392.

[3] پیرنیا، م ک. چفدها و طاق ها، مجله اثر شماره 24، سازمان میراث فرهنگی کشور، 1373.

[4] برومبرژه، ک. مسکن و معماری در جامعه روستایی گیلان، ترجمه ع گوشه گیر، انتشارات موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1370.

[5] خاکپور، م.، وهابی، ه و دیگران، شناسایی مصالح و سازه های سنتی معماری روستاهای گیلان، سازمان میراق فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گیلان، 1390.

[6] خاکپور، م، معماری خانه های گیلان، دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان، 1386.

[7] یل درمیان، م، نگاهی به سقف های شیبدار: بازنگری و ساماندهی یا نادیده انگاشتن معضل ، نشریه آوای فن، شماره41، 1393.