دو عنصر متضاد، نیاز به تعریف آنچه که به معنای پایدار بودن محيط زيست است تعيين می کند و به ويژه تعريف می کند که چه چيزی می تواند در برآورد تخریب محيط زيست وجود داشته باشد: انسان هایی که نيازمند محيط های راحت و سالم زندگی هستند و آگاهی صنعت ساختمان تأثیر قابل توجهی بر محیط زیست دارد.به طور خاص، اگر ما یک «چرخه عمر» ساختمان را تجزیه و تحلیل کنیم، می توانیم مراحل برجسته ای را که این تأثیرات قابل توجه هستند برجسته کنیم: الزامات انرژی برای نگهداری ساختمان برای عملکرد مناسب ساختمان / تخریب ساختمان یا تخریب ساختمانبه منظور تعریف تاثیر بخش ساخت و ساز در محیط زیست، آمار کمی وجود دارد: مصرف 45 درصد از انرژی تولید شده در اروپا 50 درصد از آلودگی هوا 50 درصد از منابع طبیعی در صنعت ساختمان 50 درصد از زباله در اروپا را پایان می دهد توسط صنعت ساخت و ساز تولید می شود

به دنبال ارزیابی منتشر شده توسط ENEA (آژانس ملی برای فن آوری های جدید، انرژی و محیط زیست)، بر اساس مطالعات انجام شده در طول سی سال گذشته، روند مداوم در حال گسترش است که برخی از محققان در این زمینه را به بحث در مورد “فاکتور 4 به عبارت دیگر، نیاز به افزایش چهارم بهره وری زیست محیطی، در نتیجه به طور قابل توجهی بهبود سلامت و رفاه در هر سطح. ما باید اهداف خودمان را تعیین کنیم که بالا هستند. در عین حال ما نمی توانیم اولین نشانه های مثبت را از دست ندهیم، مانند کاهش 10 درصدی CO. با این وجود، ما آگاه هستیم که چالش 2 ما با یکدیگر مواجه هستیم، چیزی است که ما نیاز داریم که خیلی دورتر از گذشته باشیم.گزارش کمیته برنتلند، که نتایج مطالعات بین سال های 1983 و 1987 را ارائه کرد، اصطلاح “توسعه پایدار” را برای نخستین بار، به عنوان اراده برای تضمین توسعه جامعه و رفاه انسان ها از طریق به رسمیت شناختن محدودیت های محیط زیست برای تحمل چنین توسعه. به عبارت دیگر، یک تلاش جمعی است.

در دسامبر 1997، پروتکل کیوتو برای اولین بار در مقیاس سیاره ای، تمایل به حفاظت از محیط را تعیین کرد، اما تا سپتامبر 2004، با تصویب روسیه، تعداد کافی از امضاکنندگان رسیده و پروتکل به تصویب رسید (در تاریخ 15 فوریه 2005). بدیهی است، پروتکل نیز بر صنعت ساخت و ساز تأثیر می گذارد و نیاز به کاهش تقاضای انرژی از طریق ساختن ساختمان های مصرف انرژی کم مصرف دارد.در سال 2004، پارلمان اروپا، دستورالعمل تجارت “انتشار گازهای گلخانه ای” را تصویب کرد، که نیازمند کسب و کارهای اروپایی است تا سال 2010 با سقف انتشار گازهای گلخانه ای مواجه شود. ایتالیا، در میان نخستین امضا کنندگان پروتکل کیوتو، تعهد خود را با “CIPE” 1998 (وزارتخانه های بین المللی کمیته برنامه ریزی اقتصادی)، در غیر این صورت به عنوان “دستورالعمل برای اقدامات و سیاست های ملی برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای” شناخته شده است. در سند بعدها توسط وزارت محیط زیست، “استراتژی های اقدامات محیط زیست برای توسعه پایدار در ایتالیا” تم ها از قطعنامه CIPE دوباره مورد استفاده قرار گرفت و نقاط مختلفی برای ایجاد اهداف خاص در زمینه تکنولوژی های حرارتی و منابع تجدید پذیر مشخص شد. با توجه به بخش ساخت و ساز، این سند اجرای یک LCA محصول (تجزیه و تحلیل چرخه عمر) را با اشاره به فرمان 412/93 ریاست جمهوری که نیاز به کاهش مصرف برق برای گرمایش و تهویه مطبوع را از طریق روش های تعمیر و نگهداری که کاهش میزان انرژی را کاهش می دهد، مشخص کرد.

در فوریه سال 2001، “کتاب سبز” سیاست “محصولات یکپارچه” جامعه اروپایی ظاهر شد. هدف آن هدایت بازار به سوی محصولات پایدار و ارتقاء ابزارهای یکپارچه سیاست است که به منظور توسعه محصولات پایدار و افزایش آگاهی خریداران از نیاز به چنین محصولاتی قدردانی می شود. قصد این بود که فراتر از روش های سنتی برای طراحی محصول بپردازیم، که در حال حاضر تنها بر مبنای تجزیه و تحلیل فرایندهای تولید و فرآیند تولید می شود. زمانی که اتحادیه اروپا از سیاست یکپارچه سخن گفت، آن را در نظر داشت روش شناسی جدید طراحی شده در سراسر کل چرخه عمر محصول است. کلیدی برای توسعه محصولاتی که به حداکثر رساندن استفاده از منابع طبیعی (به معنی مصرف انرژی) است، جذب همه بازیگران است که در تولید کالاهای تولیدی (مسئولیت تولید بزرگ) در تمام مراحل تولید چرخه زندگی این کالاها و در همه سطوح، از محلی تا محیط زیست سیاره ای. این حقیقت نه تنها در مرحله اولیه چرخه عمر محصول است، بلکه در کل، در نتیجه اثرات زیست محیطی است که پایدار و سازگار با نیازهای کاربران است. برای تغییر در فرآیند تولید و / یا تولید نیاز به کار در تعدادی از جبهه های مختلف، با شروع از محلی. این امر به واسطه تغییرات در تقاضای بازار یا به احتمال زیاد به دلیل توسعه مقرراتی است که ابزارهایی برای به روز رسانی نوآوری در محصولات و فرایندهای تولید در شرایط زیست محیطی است، با توجه به دوام، نگهداری، بازسازی / نوسازی، جداسازی، و قابل بازیافت به همین ترتیب، از طریق مسئولیت مشترک، شناسایی بازیگران اصلی در فرآیند مصرف و آلودگی می شود.